نيستم ,ناراحت ,بايد ,دوست ,ديگه ,براى ,ناراحت نيستم ,دوست داره ,ديگه ناراحت ,ديگه ناراحت نيستمفرشته كوچولوم دوباره تب كرده اونم بعد از خوردن يك هفته آنتى بيوتيك !! حرصم داره در مياد از دست دكترش .... نگرانم هستم براى تب دوباره اش نمى دونم بايد چى كار كنم .... فردا اولين جلسه مدرسه مهربانه ... بايد برم ولى با اين بچه تب دار .... 

ديگه ناراحت نيستم كه براى كسى اهميت ندارم .... ديگه ناراحت نيستم كه براى كسى مهم نيستم .... از اين تنهايى ناراحت نيستم .... از اين غربت ناراحت نيستم ..... ديگه هيچ چيزى برام مهم نيست ... هيچ چى ....

بايد مراقب بارى كه خدا روى دوشم گذاشته باشم .... بايد سالم تحويل بدم تا اجرت بيشترى بگيرم ....  

اون بيشتر از هممممه منو دوست داره ..... اون منو مى بينه .... صدام رو ميشنوه .... حرف دلم رو هم ميشنوه .... منو دوست داره .... كيف مى كنم وقتى منو دوست داره .... زبونم بند مياد چيزى بگم .... چون خودش داره منو مى بينه ....

منبع اصلی مطلب : من و تنهایی این شهر غریب ....
برچسب ها : نيستم ,ناراحت ,بايد ,دوست ,ديگه ,براى ,ناراحت نيستم ,دوست داره ,ديگه ناراحت ,ديگه ناراحت نيستم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : ترانه صد و چهارده : دنياى بى وفا